لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
عملیات حرارتی چدن نشکن
خلاصه: مهمترین عملیات حرارتی که روی چدن نشکن انجام می شود و هدف از انجام آنها : عملیات حرارتی که در دمای پایین برای کاهش یا آزاد کردن تنش های داخلی باقی مانده پس از ریخته گری انجام می شود. ● آنیل کردن عملیات حرارتی که برای بهبود انعطاف پذیری و چقرمگی ، کاهش سختی و حذف کاربیدها انجام می شود. ● نرماله کردن عملیات حرارتی که به منظور بهبود استحکام به همراه کمی انعطاف پذیری انجام می شود . ● سخت کردن و تمپر کردن عملیات حرارتی که به منظور افزایش سختی یا بهبود استحکام و بالا بردن نسبت تنش (تنش تسلیم) انجام می شود . ● آستمپر کردن عملیات حرارتی که به منظور بدست آمدن ساختاری با استحکام بالا به همراه کمی انعطاف پذیری و مقاومت به سایش عالی انجام می شود
. ● سخت کردن سطحی به وسیله ی القاء ، شعله یا لیزر عملیات حرارتی که به منظور مقاوم به سایش ساختن و سخت کردن موضعی سطح انتخاب شده انجام می شود . در این مقاله عملیات آنیلینگ ، نرماله کردن ، آستمپر کردن ، کونچ کردن و تمپر کردن چدن نشکن شرح داده می شود. آستنیته کردن چدن نشکن هدف معمول آستنیته کردن این است که تا حد امکان زمینه ی آستنیتی با مقدار کربن یکسان قبل از پروسه ى حرارتى تولید شود. به عنوان مثال در چدن نشکن هیپریوتکتیک برای آستنیته کردن باید از دماى بحرانى کمی بالاتر برویم به طورى که دماى آستنیته در منطقه ى دو فازى ( آستنیت و گرافیت ) باشد. دماى آستنیته کردن به وسیله ى عناصر آلیاژى موجود در چدن نشکن تغییر مى کند
با افزایش دمای آستنیته کردن می توان آستنیت تعادلی حاوى کربن که در حال تعادل با گرافیت است را افزایش داد. که این پارامتر قابل انتخاب است( در زمان محدود). کربن موجود در زمینه ی آستنیتی کنترل دمای آستنیته کردن را مهم ساخته که این دما به منظور جلو بردن واکنش به مقدار زیادی به کربن موجود در زمینه ی آستنیتی بستگی دارد ، این ساختار مخصوصاً برای آستمر کردن ساخته می شود ، سختی پذیری (قابلیت آستمپر کردن ) به میزان زیادی به کربن موجود در زمینه و در واقع به عناصر الیاژی موجود در چدن نشکن بستگی دارد ، میکرو ساختار اصلی و سطح مقطع قطعه تعیین کننده ی زمان مورد نیاز برای آستنیته کردن می باشند مراحل بعد از آستنیته کردن هنگامی که مورد اهمیت باشند عبارتند از : آنیل کردن ، نرماله کردن کونچ و تمپر کردن و آستمپر کردن . آنیلینگ چدن نشکن هنگامی که حداکثر انعطاف پذیری و قابلیت ماشینکاری عالی مورد نیاز باشد و استحکام بالا مورد نیاز نباشد ، عموماً چدن نشکن آنیل فریتی می شود . بدین گونه که میکروساختار به فریت متحول می شود و کربن اضافی به صورت می باشد، اگر ماشینکاری عالی مورد 60-40-18 نوع ASTM کروی رسوب می کند. این عملیات حرارتی ساخته ی نیاز باشد باید مقدار منگنز ، فسفر و عناصر آلیاژی از قبیل کرم و مولیبدن درحد امکان پایین باشد زیرا باعث آهسته کردن پروسه ی آنیل می شوند . نحوه ی آنیل کردن توصیه شده برای چدن نشکن آلیاژی و چدن نشکن با کاربید یوتکتیک و بدو ن کاربید یوتکتیک در پایین شرح داده شده است : آنیل کامل برای چدن نشکن با 2%-3% سیلیسیم و بدون کاربید یوتکتیک : گرم کردن تا دمای 870- 900 درجه ی سانتی گراد و نگهدار ی در این دما به مدت 1 ساعت در ازای هر اینچ ضخامت ،سپس سرد کردن در کوره با سرعت 55 درجه سانتی گراد در ساعت تا دمای 345 درجه ی سانتی گراد سپس سرد کردن در هوا. آنیل کامل در صورت وجود کاربید یوتکتیک : گرم کردن تا دمای900C-870C و نگهداری در این دما برای 2 ساعت و بیشتر از این زمان برای ضاخمت های زیاد ، سپس سرد کردن در کوره با سرعت 110C/hتا دمای 700Cو نگهداری در این دما برای 2 ساعت ، سپس سرد کردن در کوره تا دمای 345Cبا سرعت 55C/h ، سپس سرد کردن در هوا . آنیل کردن زیر منطقه ی بحرانی برای تبدیل پرلیت به فریت: گرم کردن قطعات تا دمای705C-720Cونگهداری در این دما به مدت 1 ساعت در ازای هر اینچ ضخانت ، سپس سرد کردن در کوره با سرعت55C/h تا دمای 345C و سپس سرد کردن در هوا . وقتی که در چدن نشکن عناصر آلیاژی وجود داشته باشد از سرد کردن سرتاسری قطعه جلوگیری می شود و کاهش درجه حرارت از نقطه ی بحرانی تا400C ادامه می یابد و سرعت سرد کردن از55C/h کمتر می باشد . به هر حال برخی عناصر در شکل کاربید خود اگر تجزیه ناپذیر باشند به شکل کاربید اولیه که بسیار سخت است می باشندکه این حالت بیشتر در کرم می باشد ، به عنوان مثال% 0.25 کرم باعث تشکیل کاربید اولیه ی بین نشینی می شود که در اثر عملیات حرارتی تا دمای 925C و نگهداری در مدت2h-20h حتی نیز از بین نمی رود . زمینه ی حاصل از رسوب پرلیت ، زمینه ی فریتی با کاربید می باشد که فقط 5% ازیاد طول دارد . نمونه های دیگری از عناصر که به شکل کاربید در چدن نشکن وجود دارند عبارتند از مولیبدن بیشتر از 0.3% و وانادیم وتنگستن در مقدیر بیش از 0. سختی پذیری چدن نشکن
سختی پذیری چدن نشکن یک پارامتر مهم تعیین کننده ی واکنش ثابت آهن برای نرماله کردن ، کونچ کردن و تمپرکردن یا آستنیته کردن می باشد. سختی پذیری معمولاً به وسیله ی آزمایش جامینی تعیین می شود ، که در آن از یک میله با اندازه ی استاندارد (قطر 1 اینچ و ارتفاع 4 اینچ) استفاده می شود که آن را آستنیته می کنند سپس یک سر آن را به وسیله ی آب سرد می کنند ، نوسان در سرعت سرد کردن باعث بی ثباتی (متفاوت بودن) در میکروساختار می شود که سختی آنها تغییر می کند سپس آنها را تعیین و ثبت

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 28
نکات کاربردی
طراحی قطب نمای الکتریکی
KMZ52 و KMZ51با استفاده از
ص 2 :
خلاصه :
سنسورهای میدان مغناطیسی هستند ، که برایPhilips Semiconductors از شرکت KMZ52 و KMZ51
کاربردهای قطب نما اختصاص یافته است. هر دو سنسور به اثر مقاومت مغناطیسی تکیه دارند و
حساسیت مورد نیاز را ایجاد می کنند و میدان مغناطیسی زمین را به صورت خطی اندازه گیری می کنند.
شامل یک سنسور میدان دوبعدی است، بهKMZ52 تنها محور سنسور میدان هست، KMZ51زمانیکه
طوریکه برای یک قطب نما مورد نیاز است، که در داخل یک جعبه بسته بندی شده است. هر دو آی سی
مجهز هستند. این سیم پیچها ( compensation ciols ) و سیم پیچ جبران کننده Set / Resetبه سیم پیچ
( electro-magnetic ) و تکنیک فیدبک آهنربای الکتریکی Offsetباعث می شوند تا تکنیکی برای حذف
Signal Conditioning Unitبرای حذف حساسیت با دما را ایجاد کنند. از این گذشته المانهای سنسور، یک
برای ساخت یک قطب نمای الکتریکی مورد نیاز هستند.Direction Determination Unitو یک
می باشد. offset تقویت سیگنالهای سنسور و جبران Signal Conditioning Unitوظایف اصلی
بالا ، درجه حساسیت باید جبران شود. هر دو تکنیکهای جبران Resolutionبرای سیستمهای با
برای Compensation coils و Set / Resetسازی می تواند به آسانی با کنترل کردن با هم
، زاویه ای کهDirection Determination Unit انجام شود. در KMZ52 / KMZ51
تحریک می شود مانند خروجی قطب نما مطلوب است .
و تعیین جهت( signal conditioning )این مقاله نشان می دهد که چطور شرایط سیگنال
تحقق می یابد . همچنینKMZ52 یا KMZ51 در ترکیب با ( direction determination )
، انحراف مغناطیسی ( interference fields )تکنیکهای کالیبراسیون با نسبت به میدان تداخل
و مایل شدن در خروجی نشان داده می شود .
سرانجام درستی سیستم بررسی می شود و مثالهائی برای کامل کردن سیستمهای قطب نما
آورده شده است.
نکات کاربرد
طراحی قطب نمای الکتریکی
KMZ52 و KMZ51با استفاده از
مولف:
Thomas stork
Philips Semiconductors
Systems Laboratory Hamburg,
Germany
کلمات کلیدی
میدان مغناطیسی زمین
سنسورهای مقاوت مغناطیسی
8-segmentقطب نمای
بالاresolutionقطب نمای با
ص 4 :
خلاصه مطلب :
این مقاله شرح می دهد که چطور سیستمهای قطب نمای الکتریکی با استفاده از سنسورهای مقاومت
تحقق می یابد. بنابراین، در وهله اول Philips Semiconductors از شرکت KMZ52 و KMZ51مغناطیسی
یک مقدمه ای در مورد ویژگی های میدان مغناطیسی زمین داده شده است. در ادامه بلوکهای ساختمان اصلی یک قطب نمای الکتریکی نشان داده شده است، که دو تا از المانهای سنسور که برای اندازه گیری و دیگری signal conditioning unit میدان زمین در سطح افق هستند ، که یکی y و xمولفه های
می باشد .direction determination unit
برای تهیه ی یک سری اطلاعات در مورد المانهای سنسور ، اثر مقاومت مغناطیسی و بهینه کردن (نوار باریک آلومینیوم) به طور خلاصه شرح barber poleخصوصیات سنسور که با استفاده از ساختمان
و سیم پیچهای جبران کننده set/reset، مانند KMZ51شده است. همچنین ویژگی های مهم محصولات
Signal Conditioning Unit اشاره شده است. یکی از وظایف اصلی (compensation coils)
تقویت کردن ولتاژ خروجی سنسور می باشد، که برای تهیه کردن سیگنالهای ورودی منطقی از
امری ضروری offset پیروی می کنیم. از سوی دیگر، حذف Direction determination unit
است . برای سیستمهای با دقت بالا ، همچنین تغییر حساسیت ناشی از اختلاف دما باید جبران شود . روشهای عملی برای انجام دادن همه این کارها در سخت افزار یا در نرم افزار داده شده اند.
بلوک ساختمانی است که برای تحریک کردن زاویه بسته به مطلوب بودن direction determination unit
مقدار خروجی قطب نما است. جهت نجومی بین شمال مغناطیسی و جهت چرخش است. برای سیستم arctan (وضوح) بالا، باید قانون ریاضی به وسیله اعمال کردن تابع Resolutionهای قطب نمای با
به نسبت دو سیگنال سنسور انجام شود. این نشان داده می شود، که چطور این تابع به صورت نرم افزار - 8 تحقق یابد ، segmentی انجام می شود. بدون این محاسبات، خیلی ساده می تواند با یک قطب نمای
.(N،NE،…)که فقط نقطه میانگین یا نزدیک عدد اصلی نمایش داده می شود
از طرف دیگر این مقاله تحقق وظایف اصلی قطب نما، همچنین کالیبراسیون قطب نماهای الکتریکی
در مقابل منابع خطای خارجی مانند میدانهای تداخل مغناطیسی، انحراف بین شمال حقیقی و مغناطیسی و خطای مایل بودن را در بردارد. در نهایت ، تعیین درستی و صحت سیستم و مثالهائی برای کامل کردن سیستمهای قطب نما داده شده اند.
ص 5 :
عنوان
1- مقدمه
2- میدان مغناطیسی زمین
3- بلوکهای ساختمان یک قطب نمای الکتریکی
برای کاربردهای قطب نما ( MR )4- سنسورهای مقاومت مغناطیسی
4.1- المانهای سنسور مقاومت مفناطیسی
4.1.1- اثر مقامت مغناطیسی
barber pole 4.1.2- بهینه سازی ویژگیهای سنسور با استفاده از ساختار
( نوار باریک آلومینیوم )

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 33
تهیه و تولید MTBE
1ـ روش تولید صنعتی MTBE به روش واکنش در فاز مایع بین ایزوبوتن و متانول
چکیده:
در مقاله حاضر متیل ترشری بوتیل اتر (ام. تی. بی. یی) از واکنش میان متانول و ایزوبوتیلن موجود در 1 برش مخلوط ایزوبوتیلن و 1 بوتن (دارای 45 تا 47 درصد جرمی ایزوبوتیلن, مشابه خوراکهای حاصل از واحدها کراکینگ با بخار آب) بر روی کاتالیست رزین تبادل یونی اسیدی امبرالیست 15 در فاز مایع تهیه شده است.
یک سیستم آزمایشگاهی (Bench Scale) مناسب, جهت انجام واکنش, ابداع و نصب گردیده که قادر به تولید تقریباً 5 کیلوگرم در روز (ام. تی. بی. یی) میباشد.
راکتور مورد استفاده در این سیستم یک راکتور لولهای با بستر آکنده و جریان رو به پایین به حجم 220 میلیلیتر بوده که حدود 100 میلیلیتر از آن به بستر کاتالیز اختصاص داده شده و به خاطر گرمازا بودن واکنش, دمای جداره راکتور در این قسمت توسط آب گردشی کنترل گردیده است آزمایشها به صورت مداوم و در شرایط حرارتی غیر ایزوترمال ـ غیر آدیاباتیک انجام گرفته و محدوده شرایط عملیاتی موردنظر صنعت را در برمیگیرد.
به منظور آنالیز محصول مایع و گاز, روش مناسبی با استفاده از گاز کروماتوگراف بکار برده شده و دقت مطلوب به این روش توسط نمونههای پیش ساخته تایید گردیده است. در این سیستم عوامل موثر و واکنش نظر دمای خوراک, دمای آب گردشی در جداره راکتور, نسبت مولی ترکیبشوندگان و سرعت عبور خوراک به ترتیب در محدودههای 30 تا 80 درجه سانتیگراد, 30 تا 70 درجه سانتیگراد, 1 تا 2/1 و 1 تا 10 طی شصت آزمایش, مورد بررسی قرار گرفته و میزان تبدیل بیش از 90 درصد (مشابه میزان تبدیل در راکتور اول واحدهای صنعتی) حاصل شده است.
مقدمه
واکنش اتری کردن کاتالیستی اولفینها با الکلها, اولین بار در سال 1907 توسط ریچلر کشف شد و 23 سال بعد آلدرین به بالا بودن اکتان اترهای حاصله خصوصاً ام. تی. بی. یی پی برد.(1) لیکن تا دهه هفتاد میلادی که اثرات سوء استفاده از بنزین سربدار برای اولین بار مورد تردید قرار گرفت, کاربردی پیدا نکرد.
تولید صنعتی ام. تی. بی. ئی در دهه هفتاد میلادی با تاسیس اولین واحدها توسط شرکتهای آنتیک ایتالیا (1973), هولز آلمان و آرکو آمریکا (1978) شروع شد.(1) این ماده در دهه هشتاد میلادی خصوصاً در نیمه دوم آن سریعترین رشد تولید را بین محصولات پتروشیمی داشته به طوری که میزان رشد متوسط آن در چهار سال منتهی به سال 90, در حدود 30 درصد بوده است. تولید جهانی آن در سال 1990 به میزان 9 میلیون تن در سال بوده و پیشبینی میشود که با میزان رشد متوسط سالیانه حداقل 15 درصد در دهه نود تا سال 2000, به 30 میلیون تن در سال برسد و این میزان, حداقل رشد تولید آن خواهد بود.(2)
تا سال 89 مجموعاً 54 واحد تولید ام. تی. بی. ئی. در دنیا فعال بوده(3) و هماکنون طرحهای گوناگونی برای تولید ام. تی. بی. ئی. در جهان در دست احداث و راهاندازی میباشد. مجموع ظرفیتهای مجتمعهای در دست اجرا حدوداً 150000 بشکه در روز میباشد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که حتی با وجود این طرحها, توازن میان عرضه و تقاضا در بازا جهانی ام. تی. بی. ئی تا قبل از سال 1995 برقرار نخواهد شد.(4) از دلایل اصلی رشد تولید این ماده پس از سال 1980 کاهش قیمت متانول و توجه بیشتر به امر مبارزه با آلودگیهای ناشی از انتشار گازهای خروجی اگزوز اتومبیلها بوده است.
شیمی واکنش
ام. تی. بی. ئی از واکنش میان متانول و ایزوبوتیلن موجود در برشهای چهار کربنه در حضور یک کاتالیست اسیدی تولید میگردد. واکنش تولید آن به صورت زیر است:
متیل ترشری بوتیل اتر
این واکنش برگشتپذیر و گرمازا بوده و در فاز مایع در حضور یک رزین تبادل یونی به عنوان کاتالیست و در محدوده شرایط زیر انجام میگردد(5).
درجه حرارت: کمتر از 90 (30 تا 90) درجه سانتیگراد

فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 20
مقدمه ای در باب تهاجم و تعامل فرهنگی
خبرگزاری "مهر" - گروه دین واندیشه : بحث تهاجم فرهنگی از بحثهای زنده دو دهه اخیر در ایران زمین بوده است. این بحث البته مختص به جامعه ایران نیست و بسیاری از فرهنگها - و به تعبیری همه آنها - با آن مواجه هستند .آنچه در ذیل می آید در حکم مقدمه ای بر این بحث مهم اما دشوار است.
بحث تهاجم فرهنگی هرچند در دو دهه اخیر یکی از گفتمانهای مسلط جامعه فکری ایران تبدیل شده است اما این بحث نه مختص به این دوره از تاریخ ایران است و نه اختصاص به فرهنگ ایرانی - اسلامی ما دارد . حتی هم اکنون در اروپا و امریکا که مهد تمدن غرب هستند گفتمان تهاجم فرهنگی ، گفتمانی غالب به شمار می رود
بحث تهاجم فرهنگی هرچند در دو دهه اخیر یکی از گفتمانهای مسلط جامعه فکری ایران تبدیل شده است اما این بحث نه مختص به این دوره از تاریخ ایران است و نه اختصاص به فرهنگ ایرانی - اسلامی ما دارد . حتی هم اکنون در اروپا و امریکا که مهد تمدن غرب هستند گفتمان تهاجم فرهنگی ، گفتمانی غالب به شمار می رود. از اهمیت این بحث همین بس که فرهنگ مهمترین بخش حیات یک تمدن به شمار می رود و ضربه زدن بدان همه وجوه و شوون دیگر زندگی انسانی را تحت الشعاع قرار می دهد و به همین جهت است که روشنفکران دیار ما ، روشنفکران دیگر فرهنگهای پیرامونی و حتی روشنفکران و مشفقان غربی، تا بدین حد در این باب سخن گفته اند. در این مقال قصد ما آن است که در ابتدا ماهیت تهاجم فرهنگی را مشخص کنیم و تعریف جامع و مانعی از سرشت این پدیده فرهنگی ارایه کنیم، سپس به فرهنگ ایرانی - اسلامی خودمان نقبی بزنیم و توضیح دهیم تاًثیرات این پدیده در فرهنگ ما چه بوده و چه اثراتی آن را تشدید کرده اند و در این راستا ، پژواکهای تهاجم فرهنگی در عرصه های گوناگون را نیز به بررسی خواهیم نشست و آنگاه سعی خواهیم کرد راهکارهایی متناسب با مشکل شناسی ارایه کنیم .
کمتر جایی در جهان است که آثار فراوان تمدن غرب در آن به چشم نیایند . این آثار همانها هستند که به نظر بسیاری از متفکران، روح و پیامی را با خود دارند و اینگونه نیست که فقط بتوان از این پدیده ها استفاده کرد بدون آن که با روح آن کاری داشت
اگر بخواهیم تعریفی از تهاجم فرهنگی ارایه کنیم ناگزیریم آن را محدود به تاًثرات آن در جهان مدرن کنیم و به همین جهت است که پیش و بیش از هر چیز باید درمفهوم مدرنیته تمرکز کنیم. مدرنیته با وجود همه نکات مثبت و منفی، از پاره ای جهات فرهنگی منحصربفرد در تاریخ بشری به حساب می آید . یکی از این مشخصه های منحصربفرد مدرنیته آن است که واجد ابزارها و وسایلی شده است که به آسانی روح مدرنیته را در سرتاسر جهان پراکنده اند. این ویژگی بدون شک مختص تمدن جدید غرب است و تنها این فرهنگ است که این چنین جهان را مجذوب خود نموده است. در این نکته شکی نیست که روح مدرنیته پیام آور جهانشمولی و وحدت عقلی همه انسانها بوده و این نکته بوفور و بوضوح در آثار دو تن از معروفترین سلسله جنبانان آن؛ دکارت و کانت آشکار است. هر دوی این متفکران از عقلانیتی جانبداری می کنند که اولاً قایل به وجود آن در همه انسانها بودند و ثانیاً اعتقاد داشتند با این عقل می توان به سعادت بشریت امید داشت و این دو آموزه به حق پایه های مدرنیته را تشکیل می دهند. در تاریخ بشریت کم نبوده و نیستند تمدنها و تعالیمی که کم و بیش به این آموزه ها اعتقاد داشته اند اما آنچه باعث می شود تمدنی چون تمدن غرب چنین فراگیر شود دسترسی به یکی از محصولات تمدن جدید یعنی تکنولوژی غرب است که این محصول، راه را بر بسط زودهنگام و فراگیر دیگر محصولات و به تبع روح تمدن غرب گشود. به همین جهت است که کمتر جایی در جهان است که آثار فراوان تمدن غرب در آن به چشم نیایند . این آثار همانها هستند که به نظر بسیاری از متفکران، روح و پیامی را با خود دارند و اینگونه نیست که فقط بتوان از این پدیده ها استفاده کرد بدون آن که با روح آن کاری داشت.
فرهنگ در صورتی زنده است که بتواند داد و ستد داشته باشد، بگیرد و بدهد . از این جهت تهاجم فرهنگی علاوه بر تفوق فرهنگی بر فرهنگ دیگر و نفوذ در آن ، باید فرهنگ مبداء را دچار اختلالاتی نیز بکند و این مهمترین مشخصه تهاجم فرهنگی است
تا اینجای کار البته ایرادی به بسط تعالیم فرهنگ غرب نیست چون ما در سرتاسر تاریخ شاهد نضج فرهنگهایی بوده ایم که توانسته اند بر فرهنگهای دیگر تاًثیر بگذارند. اصلاً تاریخ فرهنگها و تمدنها تاریخ تعاملات است. فرهنگ در صورتی زنده است که بتواند داد و ستد داشته باشد، بگیرد و بدهد . از این جهت تهاجم فرهنگی علاوه بر شروط مذکور، یعنی تفوق فرهنگی بر فرهنگ دیگر و نفوذ در آن ، باید فرهنگ مبداء را دچار اختلالاتی نیز بکند و این مهمترین مشخصه تهاجم فرهنگی است. کاری که غرب با فرهنگهای دیگر کرد این بود که منظومه مدون همه فرهنگهای دیگر را به هم ریخت. فرهنگهای پیشا مدرن مطمئناً بدون ضعف نبودند اما با شیوه های متناسب با آیین خود به سامان عرصه های گوناگون می پرداختند، با بروز مدرنیته آنها نه توانستند مدرنیته را اخذ کنند و نه توانستند مانند گذشته به زندگی خود ادامه دهند. به تعبیر اندیشمندی ، کاری که مدرنیته با همه فرهنگها از جمله فرهنگ ایرانی - اسلامی ما کرد این بود که حالتی برزخی و نه این و نه آنی در فرهنگ ما به وجود آورد و این همان چیزی است که می توان نام آن را تهاجم فرهنگی گذاشت. خواهیم دید که بخش مهمی از این وضعیت را خود ما به جهت عدم واکنش صحیح در مقابل غرب دامن زدیم اما روح و ماهیت تهاجم فرهنگی در
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 14
عناصر نادر خاکی
مقدمه:
عناصر فلزی شناخته شده با عنوان عناصر نادر خاکی با کلمه اختصاری REE نشان داده می شوند. اصلاح مورد استفاده معمولاً برای نسبت 2 به 3 با اکسیژن RE2O3 به کار برده می شود، که به طور شگفت انگیزی خواص شیمیایی و فیزیکی مشابهی داشته و در عین حال به سختی قابل جدایش از یکدیگر می باشند. عناصر نادر خاکی همواره به صورت تجمعی و ترکیبی با یکدیگر در طبیعت یافت میشوند. جداسازی و تفکیک این عناصر نیاز به فرآیندهای زیاد و بسیار پر هزینه دارد که به علت شباهت زیاد خواص فیزیکی و شیمیایی ترکیبات آنهاست.
کانی شناسی، فراوانی، پیدایش:
عناصر نادر خاکی لیتوفیل هستند، بنابراین به صورت ترکیبات اکسیدهای از قبیل کربناتها، سیکلاتها، تیتاناتها و فسفاتها و… می باشند:
1- کانی هایی شامل لانتانیوم، نئودیمیوم،ساماریم، یوروپیوم که در آن سدیم و بعضی مواقع لانتانیوم یا نئودیمیوم به عنوان جزء اصلی ترکیب هستند (گروه سدیم). مثال این گروه با ستنازیت به فرمول شیمیایی (Ce…)Fco3 (ماکزیمم REO 75%) مونازیت (Ce…)Po4 (ماکزیمم REO 65%)، آلانیت (Fe,Al)3(Sio4)3(OH) (Ca.Ce…) (ماکزیمم REO 48%) می باشد.
2-کانی های کادلینوم تالوتتیوم و ایتریم به عنوان جزء اصلی (گروه عناصر نادر خاکی اتیریم). مثال بارز این گروه گزنوتیم (Y=…)Po4 (ماکزیمم REO) و گادولینیت (Y=…)2FeBe2Si2O10 (ماکزیمم REO 48%) می باشند.
3- کانی های کمپلکس که در آن هر دو گروه اتیریم و سدیم می توانند حضور داشته باشند، که هر کدام از این گروه می توانند به عنوان جزء اصلی تلقی شوند. کانیهای این گروه سنگهای اکسیده شامل تیتانیوم، نئوبیوم، تانتالیم، اورانیوم و توریم می باشند. برای مثال:
اگزنیت Euxenite:
سامارسکیت Samarskite:
فرگوسونیت Fergusonite:
بتافیت Betafite:
کانی های گروه اول و دوم در سنگهای پگمانیت، دگرگونی، گناسیهای هیدروترمال شدن و لایه های پنوماتولیک، اسکارنها و کربناتها وجود دارند. کانی های گروه سوم بیشتر در پگمانیتها یافت می شود. با ستنازیت و مونازیت عموماً همراه مگنتیت وهماتیت گزارش شده اند. مونازیت بیشتر در ذخایر ثانوی در کانی های سنگین ماسههای ساحلی وجود دارد. استخراج مونازیت همراه روتیل، ایلمنیت و زیرکن در استرالیا، برزیل، هند و آمریکا می باشد.
ذخایر جهانی عناصر نادر خاکی در سال 1990 در حدود 6 10*84 تن REO تخمین زده شده است. که در این میان چین با 6 10*43 تن ذخیره 50 درصد ذخایر جهان را داراست.
از سال 1980 تا سال 1991 قیمت مونازیت استرالیا با بیش از 55 درصد REO بین $/ton900-800 ثابت بوده است. گزنوتیم مالزی با 60 درصد ایتریم به قیمت $/t33-32 می باشد.
نقطه ذوب عناصر در دامنه 816 (Yb) تا 663 (Lu) است.
فلزات نادر خاکی به راحتی می توانند در درجه حرارتهای زیر نقطه ذوب دفع شوند وجود ناخالصی ها، مخصوصاً اکسیژن اثر منفی و مضر روی خواص چرخشی سرد و گرم شدن دارد.
هضم سنگ:
هضم تر، ذوب
مهمترین عناصر نادر خاکی، مونازیت، باستنازیت و اگزوفویایم عموماً بوسیله فرآیندهای فیزیکی از قبیل جدایش واسطه سنگین، فلوتاسیون و جدایش مغناطیسی تغلیظ می شوند.
کانی ها تا اندازه خرد شده و سپس توسط اسید یا باز هضم میشوند. اگر عملیات با قلیا انجام شود تولید هیدروکسید فلزات نادر خاکی و توریم می کند که بعداً می تواند در هیدروکلریک غلیظ یا اسیدنیتریک حل شود. عملیات با اسید سولفوریک یا هیدرولیک عناصر نادر خاکی را به کلریدها یا سولفاتهای قابل حل تبدیل می کند.
کانی مونازیت:
هضم با قلیا: واکنش فسفاتهای عناصر نادر با قلیای غلیظ (50%-70%) و گرم به صورت زیر می بشاد:
این فرآیند در دمای بالا در اوتوکلاو (60% قلیا و نسبت جرمی 1/1) یا با قلیای غلیظتر در دمای کمتر (120) و فشار نرمال قابل اجرا است.
محصولات هیدروکسیدی با آب گرم شسته می شوند. فسفات تری سدیم وارد محلول می شود وهیدروکسیدها فیلتر می شوند. فسفات تری سدیم به عنوان محصول جانبی با روش کریستالیزاسیون جدا می شود. سپس هیدروکسیدهای شسته شده در اسیدنیتریک یا هیدروکلریک حل می شوند.
اگر غلظت اسید در PH=4 نگه داشته شود، یک جدایش جزئی نتیجه می شود که هیدروکسید توریم ناخالص جدا می شود در حالیکه هیدروکسید عناصر نادر خاکی محلول هستند.
